سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )

194

طب در دوره صفويه ( فارسى )

بر محاذى ورم فرو مىبرد و نايزه بر آن ترتيب مىكرد و اندك‌اندك آن ريم را بيرون مىآورد و بعد پاكى در روئيدن محل زخم سعى مىكرد و صحت حاصل مىشد و چند كس را بدين نوع علاج كرد . جرجانى به هنگام شرح درمان يك دمل صفاقى مىنويسد كه تنها درمان موثر اين است كه عضلات زير شكم بريده شوند و بريدگى تا پرده صفاق عميق گردد و سپس بايد دست را به داخل بدن فرو كرد و تا سرحد امكان جراحات را بيرون كشيد و سپس براى خشك شدن چرك در محل زخم فتيله گذاشت ، بهاء الدوله هم در اين مورد مىنويسد كه يك چنين بيمارى را بايد در حال نشسته مورد پرستارى قرار داد و در صورت لزوم فتيله دومى نيز در جناح ديگر او گذاشت و اين همان روشى است كه بعدها توسط فؤلر « 7 » ارائه گرديد و به نام وى مشهور گشت . از نقطه‌نظر درمان زخم‌ها به‌طور كلى توصيه شده است كه خون‌ريزى زخم‌هاى كوچك نبايد سريعا بند آورده شود و بايد گذاشت كه خون مدتى جريان پيدا كند و سپس اگر لبه‌هاى زخم قرينه باشند بايد آن را به هم آورد و با باندى كه زفاده ناميده مىشد محكم پانسمان كرد و دقت نمود كه هيچ جسم خارجى مثل مو يا ضماد يا روغن لاى زخم باقى نماند ، به مريض بايد آب و غذاى كافى داده شود تا بتواند خون از دست رفته را جبران كند . آنچه كه جراحان ايرانى از آن سخت واهمه داشتند ورم داخل زخم بود كه نشانهء خونريزى مجدد به شمار مىرفت . اگر يك چنين ورمى پيدا مىشد قطعه‌اى پارچه خرقه را در سركه و گلاب خيس كرده با آن محل زخم را شستشو مىدادند . بهترين داروئى كه در اين حالت به كار برده مىشد جوشانده‌اى از انار ملس و يك ماده قابض ديگر بود كه از تركيب آن‌ها مرهمى درست كرده روى زخم ورم‌كرده مىگذاشتند و طرف مقابل زخم را نيز فصد مىكردند . پس از دو سه روز مىبايست روى زخم باز مىشد و محل آن مورد بررسى قرار مىگرفت و دوباره روى آن پانسمان مىشد . اگر پس از باز كردن زخم مشاهده مىشد كه پوست زخم بزرگ ولى بريدگى سطح آن باريك است ، قدرى پنبه به داخل زخم فرو كرده مىشد و روى اين پنبه ، پنبه ديگرى كه به روغن خوردنى يا روغن زيتون آغشته بود قرار مىدادند تا زخم از پائين به بالا به تدريج به هم بيايد . اگر زخم عميق و بزرگ بود دهانه آن را بخيه مىزدند و تعداد بخيه‌ها نمىبايست از دو تا كمتر باشد . طبيعى است كه بين زخم‌هائى كه روى شكم پيدا مىشد با زخم‌هاى ديگر نقاط بدن فرق‌هائى وجود داشت زيرا اولا پوست و عضله شكم خيلى نازك‌تر است و ثانيا در زير آن اندام‌هاى مختلفى قرار دارد . حكيم محمد مىنويسد : « اگر زخم شكم چنان باشد كه از پوست

--> ( 7 ) - Fowler